مستی هر نگاه تو
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 10:16
ای که همه نگاه من ، خورده گره به روی توتا نرود نفس ز تن ، پا نکشم ز کوی تومستی هر نگاه تو ، بِه زِ شراب و جامِ مِیکی ز سـرم برون شود ، یک نفس آرزوی تو ...!!
وقتی تو نیستی....
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 10:16
وقتی که تو نیستیدنیا چیزی کم داردمثل ِ کم داشتن ِ یک واژه ، یک ماه !! ...من فکر می کنم در غیاب ِ توهمه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست همه ی ِ پنجره ها بسته است وقتی که تو نیستیمن هم...تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !!واقعاوقتی که تو نیستیمن نمی دانم برای گم و گور شدن به کدام جانب ِ جهان بگریزم ...
میدونی چند وقته؟
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
میدونی چند وقته تلفنی با هم حرف نزدیم؟ حرف که زدیم ولی راحت حرف نزدیم. یادش بخیر گاهی تا یک ساعت طول میکشید یادته شبا با صدای من میخوابیدی بعضی وقتا هم خودتو به خواب میزدی! که من زیاد بیدار نمونم اما وقتی قطع میکردم یکی دو ساعتی بیدار بودم و به تو فکر میکردم چقدر دلم میخواد باهات حرف بزنم صداتو بشنو...
چی شده؟
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
نمیدونم چی شده؟ امروز خیلی خیلی تو ذهنمی! مدام به فکرتم از وقتی بیدار شدم تا الان شاید فقط نیم ساعت بهت فکر نکردم٠
شمارش معکوس من
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
میگن در لحظات آخر زنده بودن تمام مراحل زندگی مثل یک فیلم از مقابل چشمان آدم میگذره در مورد من و عاشقی کردنم فیلم خاطراتم با تو هر روز چند بار از مقابل چشمانم میگذرد نمیدون
من همینجا هستم
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
من همینجاهستم عشقم غوطه ور در گرداب دلتنگی تو بی هدف از این خاطره به آن خاطره میروم و بی تاب دیدارت که حالا قرار است سختتر از قبل هم شود وخسته از این دست وپا زدنهای بی حاصل من همینجا هستم...
عاشقتم
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
بی خوابم... ولی اینبار حوصله نوشتن ندارم کاملا تهی دلسرد خسته و لی همچنان عاشق ظاهرا هر در شرایطی و با هر وضعیت روحی که باشم عاشق بودن جز لاینفک شخصیتم شده حتی امشب که دل و دماغ نوشتن هم ندارم همچنان عاشقتم خیلی دوستت دارم
سفر 1
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
داستان سفر قسمت اولش تقدیم تو عشقم کوتاهه و به مرور قسمتهای دیگه رو هم میذارم.
باور نکن تنهایی ات را
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
باور نکن تنهایی ات را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو از تو به تو نزدیکتـــر من باور نکن تنهایی ات را تا یک دل ویک یارداریم تا درعبور از کوچه عشـــــق
بازم اومدی به خوابم
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
همین چنددقیقه قبل داشتم خوابتو می دیدم کنارش میگفتی و میخندیدی صدات فضا رو پر کرده بود به زیبایی آواز میخوندی انگشترتو نشون می دادی زیر یه درخت بودین دم غروب بود تازه چراغهای شهر روشن شده بود خیلی زی
گذشت زمان هم چیزی رو بین ما عوض نکرد
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 12:19
یادته به خواست هردو مون ماهها رابطه حد اقلی خودمون رو هم قطع کردیم که به خیال خودمون با گذشت زمان همدیگه رو فراموش کنیم تو رو نمیدونم ولی در اون روزها من همون عاشق همیشگی تو بودم هیچ چیزی در عمق قلب